وقتی از اعتمادبهنفس صحبت میکنیم، اکثر آدمها فوراً به مهارتهای بزرگ، موفقیتهای شغلی یا داشتن جسارت در تصمیمگیری فکر میکنند. اما چیزی که اغلب نادیده گرفته میشود، رفتارهای کوچکی است که هر روز انجامشان میدهیم و آرامآرام ستونهای اعتمادبهنفس ما را میریزند.
گاهی این رفتارها آنقدر نامحسوس هستند که حتی متوجه نمیشویم چطور روی ذهن، احساس و کیفیت زندگیمان تأثیر میگذارند.
در این مقاله میخواهیم با هم ۵ اشتباه پنهانی اما بسیار مهم را بررسی کنیم؛ اشتباهاتی که خیلی از ما بدون اینکه بدانیم مرتکب میشویم و در نتیجه، اعتمادبهنفسمان را بیصدا و تدریجی از دست میدهیم.
پس اگر حس میکنی اعتمادبهنفس تو هم در بعضی موقعیتها کم میشود، یا همیشه یک صدای کوچکی در سرت میگوید «تو کافی نیستی»، این مقاله را تا انتها بخوان. مطمئن باش این بار نگاهت به خودت عوض میشود.
نادیده گرفتن ارزشها و نیازهای شخصی
یکی از پنهانیترین اشتباهاتی که اعتمادبهنفس را ویران میکند، بیتوجهی به نیازهای واقعی خودمان است.
وقتی همیشه خودت را در اولویت آخر قرار میدهی، ناخودآگاه این پیام را به ذهن میفرستی که «نیازهای من مهم نیستند»؛ و این دقیقاً جایی است که اعتمادبهنفس شروع به ریزش میکند.
چرا نادیده گرفتن نیازهای خودمان اینقدر خطرناک است؟
چون باعث میشود:
-
احساس کنی کنترل زندگیات دست خودت نیست
-
مدام خودت را قربانی تصمیمات دیگران ببینی
-
احساس بیارزشی در تو تقویت شود
-
حرمت نفس پایین بیاید
مثلاً فکر کن همیشه خواستههای دیگران را به خواستههای خودت ترجیح بدهی. در ظاهر ممکن است این کار نشانه محبت، وفاداری یا انعطافپذیری باشد؛ اما اگر عادت شود، کمکم تو را به انسانی تبدیل میکند که خودش را نمیبیند، به خودش اهمیت نمیدهد و طبیعی است که دیگر از خودش احساس خوبی نداشته باشد.
مقایسه خود با دیگران (قاتل خاموش اعتمادبهنفس)
یکی از اشتباهاتی که تقریباً همه ما مرتکب میشویم، مقایسه کردن است.
اما چیزی که این اشتباه را خطرناک میکند این است که ما معمولاً بهترین لحظههای دیگران را با سختترین لحظههای خودمان مقایسه میکنیم.
چرا مقایسه کردن اینقدر مخرب است؟
چون:
-
دید واقعی ما را تحریف میکند
-
حس ناکافی بودن ایجاد میکند
-
باعث میشود موفقیتهای خودمان را نبینیم
-
حس ناامیدی را تقویت میکند
مقایسه کردن همانند نوشیدن یک سم آرام است.
هر چقدر بیشتر این کار را انجام دهی، کمتر تواناییها و ارزشهای واقعی خودت را میبینی.
بهخصوص در دنیای امروز که شبکههای اجتماعی تصویرهای کاملاً براق و فیلترشده از زندگی دیگران به ما نشان میدهند.
اگر تا امروز خودت را با دیگران مقایسه کردهای، کاملاً طبیعی است؛ اما از این لحظه باید بدانیم که این رفتار هیچ فایدهای ندارد و فقط ما را از مسیر اصلیمان دور میکند.
تمرکز روی ضعفها به جای نقاط قوت
همه ما ضعفهایی داریم؛ این یک واقعیت غیرقابل انکار است. اما انسانهایی که اعتمادبهنفس بیشتری دارند، کسی هستند که یاد گرفتهاند روی نقاط قوت خودشان تمرکز کنند، نه روی ضعفها.
چرا تمرکز روی ضعفها اعتمادبهنفس را نابود میکند؟
چون:
-
توجه ذهنی ما محدود است
-
هر جا انرژی و تمرکز بیشتری بگذاریم همان بخش رشد میکند
-
تمرکز بر ضعفها ذهن را در حالت «من کافی نیستم» نگه میدارد
مثلاً اگر در یک کار خاص خوب نباشید، اما در چند کار دیگر فوقالعاده باشید، اما انرژی خودتان را روی همان یک ضعف بگذارید، ذهن شما باور میکند که «تو ضعیفی».
این در حالی است که اگر روی تواناییهایتان تمرکز کنید، ناخودآگاه احساس توانمندی و اعتمادبهنفس بیشتری خواهید داشت.
پس از امروز هر کاری که میکنی، نقاط قوت خودت را ببین، حتی اگر کوچک باشند.
به تعویق انداختن کارها (پشت پرده ترس پنهان)
خیلیها فکر میکنند تنبلی دلیل اصلی به تعویق انداختن کارهاست؛ اما واقعیت این است که بزرگترین دلیل آن ترس است.
ترس از شکست، ترس از اشتباه، ترس از قضاوت دیگران.
این ترس، بیصدا و آرام، اعتمادبهنفس را میخورد.
چرا تعویقکاری خطرناک است؟
-
باعث ایجاد چرخه شکست میشود
-
حس «من نمیتوانم» را تقویت میکند
-
به تو احساس ناتوانی و بیارادگی میدهد
-
باعث میشود تواناییهایت را زیر سؤال ببری
هر بار که کاری را عقب میاندازی، ذهن تو به این نتیجه میرسد که «تو توان انجام این کار را نداری.»
و هر چه تعداد این تجربههای کوچک بیشتر شود، اعتمادبهنفس تو کمتر خواهد شد.
اگر میخواهی این چرخه را بشکنی، از کارهای کوچک شروع کن.
حتی پنج دقیقه.
همین پنج دقیقه مثل فشار دادن یک دکمه قدرت است که موتور اعتمادبهنفس را روشن میکند.
گوش دادن به صدای منفی درون
همان صدای کوچکی که در گوشات زمزمه میکند:
«تو نمیتوانی»
«این کار برای تو خیلی بزرگ است»
«دیگران بهتر از تو هستند»
این صدا یکی از مخربترین اشتباهات پنهانی زندگی ماست.
چرا این صدای منفی اینقدر قوی است؟
چون:
-
از گذشته و تجربیات دردناک تغذیه میشود
-
در زمان اضطراب فعالتر میشود
-
تمرکزش فقط روی خطر و تهدید است
-
بهصورت خودکار فعال میشود
کار مهم این است که بفهمی این صدا، «تو» نیستی.
این صدا فقط یک مکانیسم محافظتی قدیمی است که فکر میکند با ترساندن تو، از تو محافظت میکند.
اما در حقیقت، همین صداست که تو را کوچک نگه میدارد و اجازه نمیدهد تواناییهای واقعی خودت را نشان بدهی.
نادیده گرفتن دستاوردهای کوچک و بزرگ
یکی از رفتارهایی که خیلی از ما انجام میدهیم و متوجه ضررش نمیشویم، این است که موفقیتهای کوچکمان را نادیده میگیریم.
در حالی که همین موفقیتهای کوچک هستند که اعتمادبهنفس را میسازند.
وقتی دستاوردهای خودت را نمیبینی:
-
حس پیشرفت نمیکنی
-
خودت را موفق نمیدانی
-
فکر میکنی همیشه یک جای کارت میلنگد
اما اگر شروع کنی به دیدن همین پیشرفتهای کوچک، اعتمادبهنفس تو به شکل چشمگیری رشد میکند.
کمالگرایی؛ دام پنهانی که به عنوان نظم معرفی میشود
کمالگرایی در ظاهر چیز خوبی است.
اما واقعیت این است که یک دام ذهنی عمیق است.
چرا کمالگرایی مضر است؟
چون:
-
باعث میشود هیچوقت شروع نکنی
-
هیچوقت از نتیجه راضی نباشی
-
خودت را همیشه در موقعیت مقایسه نگه میداری
-
به تو حس بیکفایتی میدهد
اگر همیشه منتظر «بهترین زمان» باشی، هیچوقت شروع نمیکنی.
اگر همیشه میخواهی کاری «بیعیبونقص» باشد، هیچوقت انجامش نمیدهی.
بهترین روش این است که بفهمی «کافی بودن» هزار برابر بهتر از «کامل بودن» است.
روابط سمی و محیطهای مخرب
گاهی اعتمادبهنفس ما نه به خاطر درون خودمان، بلکه به خاطر آدمهایی از بین میرود که در اطرافمان هستند.
آدمهایی که انرژی منفی دارند، مدام انتقاد میکنند، همیشه نیمهخالی لیوان را میبینند یا موفقیتهای ما را کوچک جلوه میدهند.
چرا روابط سمی اعتمادبهنفس را نابود میکند؟
چون:
-
دید ما به خودمان را تغییر میدهد
-
باورهای اشتباه در ذهن ما میکارد
-
ارزشهای ما را زیر سؤال میبرد
-
حس امنیت عاطفی ما را از بین میبرد
اگر در کنار چنین آدمهایی باشی، حتی اگر قویترین اعتمادبهنفس دنیا را داشته باشی، کمکم فرسوده میشود.
بیتوجهی به سلامت جسم و ذهن
بدن و ذهن دو شریک جدا نشدنی هستند.
وقتی یکی آسیب ببیند، دیگری هم تحت تأثیر قرار میگیرد.
اگر به اندازه کافی نمیخوابی، غذاهای ناسالم میخوری، ورزش نمیکنی یا زمان کافی برای آرامش ذهنی نمیگذاری، اعتمادبهنفس تو تحت تأثیر قرار میگیرد.
بدنی که انرژی ندارد، ذهنی که خسته است، هیچوقت نمیتواند احساس توانمندی کند.
نداشتن مرزهای شخصی
مرز داشتن یعنی اینکه بدانی چه چیزی برای تو قابل قبول است و چه چیزی نیست.
اگر مرزی نداشته باشی، دیگران به راحتی وارد حریم تو میشوند و ناخودآگاه تو را در موقعیتهایی قرار میدهند که دوست نداری.
این کار به مرور حس ارزشمندی را از بین میبرد.
ترس از قضاوت دیگران
این یکی از رایجترین اشتباهات انسانهاست.
ترس از اینکه دیگران درباره ما چه فکر کنند.
واقعیت این است که:
-
مردم همیشه حرف میزنند
-
هیچکس کامل نیست
-
بیشتر آدمها آنقدر درگیر زندگی خودشان هستند که اصلاً به ما فکر نمیکنند
پس این ترس فقط یک توهم ذهنی است که مانع شکوفایی ما میشود.
تمرکز بر نتیجه بهجای فرآیند
وقتی تمام توجه ما روی نتیجه باشد، کوچکترین اشتباه تبدیل به یک فاجعه ذهنی میشود.
اما اگر روی فرآیند تمرکز کنیم، اعتمادبهنفس ما دائماً رشد میکند.
چون یاد میگیریم پیشرفت کنیم، نه اینکه فقط نتیجه نهایی را ببینیم.
صحبت نکردن با خود به روش درست
خودگفتاری مثبت یکی از قویترین ابزارها برای ساخت اعتمادبهنفس است.
اما اغلب ما بلد نیستیم با خودمان چطور حرف بزنیم.
اگر مدام خودت را سرزنش میکنی، اعتمادبهنفس تو تحلیل میرود.
اما اگر به خودت احترام بگذاری، تشویق کنی و حتی اشتباهاتت را با مهربانی بپذیری، ذهن تو قویتر و شجاعتر خواهد شد.
نتیجهگیری
اعتمادبهنفس چیزی نیست که یکشبه به دست بیاید یا یکشبه از بین برود.
این یک مهارت است، یک عادت ذهنی.
و مثل هر مهارت دیگری، نیازمند مراقبت، آگاهی و تمرین است.
۵ اشتباه پنهانی که در این مقاله بررسی کردیم، دقیقاً همان چیزهایی هستند که خیلیها بدون اینکه بدانند انجام میدهند و در نتیجه احساس میکنند «من چرا اعتمادبهنفس ندارم؟»
اگر بتوانی این اشتباهات را شناسایی و اصلاح کنی، اعتمادبهنفس تو نهتنها برمیگردد بلکه قویتر از همیشه خواهد شد.
یادت باشد:
تو به اندازه کافی خوب هستی.
توانمند هستی.
و میتوانی زندگیای بسازی که به آن افتخار کنی.
بهزاد ازند
مجله اینترنتی آموزش هوش مصنوعی، دریچهای به سوی آیندهای که امروز باید آن را فرا گرفت.


